كوچه باغ عشق ما

خاطرات من و آقاهه!


شلوغ پلوغ!

از گلی مهربونم که منو از یاد نمی بره و مرتب بهم سر می زنه یه دنیا ممنونم! راستش وقتی بعد از این چند روز اومدم و دیدم هیچ کس به یادم نبوده که لااقل یه کامنت بذاره دلم گرفت!smilie 

از کارامون بگم که همین جور در حال انجامه! کابینتهای خونه به سلامتی و به هزار سختی کارش تموم شد و آشپزخونه خیلییییی خوشگل شد!smilieاین هفته هم رنگ کار سقفها میاد...بعدشم کار دیوارا هست و خلاصه اگه بخوام یهو بگم سرتون گیج میره! توی هفته هم هی با مامان خانومی و خواهری میریم خرید و من هی کیف می کنم! مبلمان و تخت رو هم سفارش دادیم...

به نظرم روزا خیلی دیر می گذرن...هی لحظه شماری می کنم...هنوز لباس برای مراسم برادر آقاهه هم نخریدم...

آزمون بانک ملت و صادرات رو هم ثبت نام کردم دعا کنید که قبول بشم...

اگه خدا بخواد این هفته کامپیوترم رو درست میکنم و بیشتر میام مزاحم خونه هاتون میشم!smilie

این ایام زمان امام حسینه و ما رو فراموش نکنید...

 


?سيندخت | سه شنبه, بهمن 3, 1385 | پیوند